معذرت میخوام از کسانی که از سایت دیدن کردن
وهرفهای رکیک من رودیدن .
امیدوارم که من حقیررو ببخشند...
من اسمم کاظم هست شوهر همین خانم( مریم )
راستش هردومون نیاز به محبت هم داشتیم
اما به علت دوری مسافت ازهم
وکمبود هم احساس تنهایی و افسرده شدیم
و به خاطراینکه این خانم توجهش به این سایت بیشتر
ونسبت به من کمترشدوگفت: این تنها دلخوشیمه
من ازرده شدم و دل شکسته
که دلخوشیش تادیروز من بودم و الان این سایت
من فقط این رومیخواستم بگم که
دلخوشی ادم کسیهست که به فکرته
ناون چیزی که منتظر بشی شب برسه
لباس درنیوورده بری ببینی چه کسانی واست نظردادن
که خیلی قشنگ بود ووقتت رو بزاری برای پوچ
درصورتی که من منتظر زنگ و شنیدن صداتم
این اهنگ هم هدیه من به این خانم
...(ازطرف شوهراین خانم مریم)...
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم آذر 1389ساعت 22:13  توسط مـــریـــم
|
سلام
مدتیه خیلی دلم گرفته ..
اینجور موقع ها خیلی ها با یکی درد دل می کنن
اما..
......... درد دلم نمیاد ........
((فارسی را پاس بداریم ))
یه دوست جمله زیبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــایی گفت
: درد های دل با درد دل کردن از بین نمی ره ..

+ نوشته شده در سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 22:41  توسط مـــریـــم
|
برهنگی ٬ بیماری عصر ماست ٬ به گمان من تن تو باید مال کسی باشد که روحش
را برای تو عریان ساخته است . . .



+ نوشته شده در یکشنبه سی ام آبان 1389ساعت 13:17  توسط مـــریـــم
|
آنچه میخواهیم نیستیم و آنچه هستیم نمیخواهیم ٬ آنچه دوست داریم نداریم
و آنچه داریم دوست نداریم ٬ و عجیب است هنوز امیدوار به فردائی روشن هستیم . . .



+ نوشته شده در یکشنبه سی ام آبان 1389ساعت 13:5  توسط مـــریـــم
|
تا حالا شده دلتنگ شوی ؟
دلتنگ کسی که دیگه نمی تونی ببینی...
و این دلتنگی پایانی نداره
..
نمی دونی از دلتنگی اینقدر دنیا برات کوچیکه یا از تنهایی 
دلتنگ کسی که همه ی دنیات بوده و خبر نداشتی تا اینکه از دستش دادی 
امشب گفتم :
نمی دونم چرا امشب اینقدر دلم تنگه و اشکم جاری است ....
دوستی گفت :
به یک دلیل و هیچ دلیل و شاید
هم غیبت عشق ...
.................


آب از آب تکان نخورد نه دیـــدی و نه دیـــده شدی...
رفت و گذشت..
بی نگاهی که بوی مهربـــــــانی دهد..
غافل از اینکه همین نزدیکیها
از آب ، آبی تر است
دلی که می میرد برای لحن کودکانه ی خود
لحنی شبیه
مریمی های پــــــــــــــــــــــــر پــــــــــــــــــــــــر
امشب هم مثل همیشه هست..
آره ه ه ه باز هم سر می زند تنهایی..
آره ه ه ه از دوباره می آید دلتنگی..
آره ه ه
با ندیدنش چه می کنی ؟؟!!
هراسی ندارم ...
باهاش رفیقم این روزا...



+ نوشته شده در یکشنبه سی ام آبان 1389ساعت 3:22  توسط مـــریـــم
|
زندگي خوردن و خوابيدن نيست
انتظار و هوس و ديدن و ناديدن نيست.
زندگي چون گل سرخي است
پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطيف.
يادمان باشد اگر گل چيديم
عطر و برگ و گل و خار همه همسايه ديوار به ديوار همند.
دکتر علي شريعتي
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389ساعت 20:29  توسط مـــریـــم
|
یک روز رِسدغمی به اندازه ی کوه
یکروز رسد نشاط به اندازه ی دَشت
اَفسانه ی زندگی چنین است عزیز
دَر سایه ی کوه باید اَز دشت گُذشت
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389ساعت 14:11  توسط مـــریـــم
|
قصه قربان ، قصه عشق پسر ، قصه اشک پدر ، قصه عطر بهشت است .
خجسته عید سعید قربان بر شما مبارک باد
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389ساعت 13:8  توسط مـــریـــم
|

روز عرفه از ايام باشكوه و عظيم است. روزي است كه درهاي آسمان را براي پذيرش تضرعهاي عاشقانه بندگان ذات اقدس اله ميگشايند و باز هم آن فاعل بالعشق خواهان بازگشت اشرف مخلوقاتش به بارگاه امناش است .
آري روز عرفه، روزي است كه حق تعالي بندگان خويش را به عبادت و اطاعت خود دعوت كرده و از آن سوي سفره جود خود را براي آنها گسترانيده است.
شيطان را در اين روز در غل و زنجير ميكشد و باز هم زمينه پيروزي انسان را بر نفس فراهم ميكند. امام صادق (ع) فرمودهاند: اگر شخص گناهكاري نتواند در شبهاي قدر خود از قدر و منزلت خود به نحو احسنت استفاده كند و بهره گيرد، ميتواند در اين روز از امتيازات برخورداري از رحمت الهي برخوردار شود.
شرح بخشي از دعاي عرفه با بيان زيباي دكتر شريعتي
خداي من!
خواندمت پاسخم گفتي
از تو خواستم عطايم كردي
به سوي تو آمدم آغوش رحمت گشودي
به تو تكيه كردم نجاتم دادي،
به تو پناه آوردم حمايتم كردي
خدايا!
از خيمهگاه رحمتت بيرونمان مكن
از آستان مهرت نوميدان مساز
آرزوها و انتظارهايمان را به حرمان مكشان
از درگاه خويشت ما را مران
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389ساعت 11:51  توسط مـــریـــم
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم آبان 1389ساعت 23:53  توسط مـــریـــم
|